|
يك نفر هست كه از پنجرهها + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 6:30 توسط lanselot |
تابستان داغ تن تو در تصوير نگاه خيره و حسرت آلود من بر آن دو چشم شهوتناك تو در عكس دم به دم مي برد از جسم هرچه مانده است جان ..... لغزش دستان لرزانم بر تنت در خيال... از دور آخ .... بيچاره دلم ! اين كوچك خسته اين تنهاي صبور .......... لعنت به اين زمستان سرد و قطب بي جهت فاصله نفرين به درد و دوري بي تو بودن و همين حرف و گله .... ... .. . روشن ترين ستاره ام ميخواهمت ميخواهمت
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 11:56 توسط lanselot |
خدایا ..چه لحظه هايی که در زندگی ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی...چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...چه روزهایی که سرم تُو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح من است ...وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت ... و دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی... تو با حضورت به خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس کشیدنم رنگ دادی...وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادی...وقتی دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهمیدم که غم و غصه های دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه...اون وقت تو وجودم شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم ...وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش ... نه شاد بودن واسه داشته ها ... و وقتی به ازای نداشته ها بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و مهربونیت بیشتر پی بردم ...و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی ...خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون..... خدایا به خاطر سه چیز سپاسگذارم دادن هایت ندادن هایت گرفتن هایت....... دادن هایت را نعمت ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را حکمت
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 8:33 توسط lanselot |
خدايا مرا ببخش....اگر بر خلاف جریان رود توست...مرا ببخش ، اگر شادابم و جسور...اگر بی عقلم و عاشق
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 17:36 توسط lanselot |
|